X
تبلیغات
زولا

اشعار محمدرضا آقاسی

شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 01:01

اشعار محمدرضا آقاسی

اشعار محمدرضا آقاسی ،شعر محمدرضا آقاسی،اشعار مرحوم محمدرضا آقاسی،اشعار حاج محمدرضا آقاسی،متن اشعار محمد رضا آقاسی،کتاب اشعار محمدرضا آقاسی،اشعار زیبای محمد رضا آقاسی،مجموعه اشعار محمدرضا آقاسی،اشعار صوتی محمد رضا آقاسی،شعر محمدرضا آغاسی،شعر های محمد رضا آقاسی،دانلود شعر محمدرضا آقاسی،متن شعر محمدرضا آقاسی،شعر خوانی محمد رضا آقاسی،دیوان شعر محمد رضا آقاسی،کتاب شعر محمد رضا آقاسی،شعر زنده یاد محمدرضا آقاسی،اشعار مرحوم محمدرضا آغاسی،مجموعه اشعار مرحوم محمدرضا آقاسی

اشعار محمدرضا آقاسی

در این مطلب از سایت جسارت بهترین اشعار محمدرضا آقاسی را در بخش اس ام اس شعر برای شما تهیه کرده ایم .امیدواریم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد

ساقی امشب باده از بالا بریز

باده از خم خانه مولا بریز

باده ای بی رنگ و آتشگون بده

زانکه دوشم داده ای افزون بده

ای انیس خلوت شبهای من

می چکد نام تو از لبهای من

محو کن در باده ات جام مرا

کربلایی کن سرانجام مرا

یا علی، درویش و صوفی نیستم

فاش می گویم که کوفی نیستم

موجها را می شناسی مو به مو

شرحی از زلف پریشانت بگو

باز کن دیباچه توحید را

تا بجوید ذره ای خورشید را

یا علی بار دگر اعجاز کن

مشتهای کوفیان را باز کن

باز کن چشمان نازآلوده را

بنگر این چشم نیاز آلوده را

شاهد اقبال در آغوش کیست؟

کیسه نان و رطب بر دوش کیست؟

کیست آن کس کز علی یادی کند؟

بر یتیمان من امدادی کند؟

دست گیرد کودکان درد را

گرم سازد خانه های سرد را

شد زمین لبریز مسکین و یتیم

ما گرفتار کدامین هیأتیم

با یتیمان چاره “لاتقهر” بود

پاسخ سائل “ولا تنهر” بود

دست بردار از تکبر وز خطا

شیعه یعنی جود و احسان و عطا

یا علی، امروز تنها مانده ایم

در هجوم اهرمن ها مانده ایم

یا علی، شام غریبان را ببین

مردم سر در گریبان را ببین

گردش گردونه را بر هم بزن

زخمهای کهنه را مرهم بزن

حیدرا یک جلوه محتاج توأم

دار برپا کن که حلاج توأم

جلوه ای کن تا که موسایی کنم

یا به رقص آیم مسیحایی کنم

یک دو گام از خویشتن بیرون زنم

گام دیگر بر سر گردون زنم

گام بردارم، ولی با یاد تو

سر نهم بر دامن اولاد تو

شیعه یعنی شرح منظوم طلب

از حجاز و کوفه تا شام و حلب

شیعه یعنی یک بیابان بی کسی

غربت صد ساله بی دلواپسی

شیعه یعنی صد بیابان جستجو

شیعه یعنی هجرت از من تا به او

شیعه یعنی دست بیعت با غدیر

بارش ابر کرامت بر کویر

شیعه یعنی عدل و احسان و وقار

شیعه یعنی انحنای ذوالفقار

از عدالت گر تو می خواهی دلیل

یاد کن از آتش و دست عقیل

جان مولا حرف حق را گوش کن

شمع بیت المال را خاموش کن

این تجملها که بر خوان شماست

زنگ مرگ و قاتل جان شماست

شیعه یعنی وعده ای با نان جو

کشت صد آیینه تا فصل درو

شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر

بین نان خشک خود با یک اسیر

گر چه قرآن را مرتب خوانده ایم

از قلم نقش مرکب خوانده ایم

سوره ها خواندیم بی وقف و سکون

کس نشد واقف به سر “یسطرون”

تا به کی در لفظ مانی همچو من

سیر معنا کن چو هفتاد و دو تن

شیعه یعنی عشقبازی با خدا

یک نیستان تکنوازی با خدا

شیعه یعنی هفت خطی در جنون

شیعه توفان می کند در کاف و نون

شیعه یعنی تندر آتش فروز

شیعه یعنی زاهد شب، شیرروز

شیعه یعنی شیر، یعنی شیر مرد

شیعه یعنی تیغ عریان در نبرد

شیعه یعنی تیغ، تیغ موشکاف

شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف

شیعه یعنی سابقون السابقون

شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون

شیعه باید آبها را گل کند

خط سوم را به خون کامل کند

خط سوم خط سرخ اولیاست

کربلا بارزترین منظور ماست

شیعه یعنی بازتاب آسمان

بر سر نی جلوه رنگین کمان

شیعه یعنی امتزاج نار و نور

شیعه یعنی رأس خونین در تنور

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب

شیعه یعنی تشنگی در شط آب

شیعه یعنی دعبل چشم انتظار

می کشد بر دوش خود چل سال دار

شیعه باید همچو اشعار کمیت

سر نهد برخاک پای اهل بیت(ع)

یا فرزدق وار در پیش هشام

ترک جان گوید به تصدیق امام

مادر موسی که خود اهل بلاست

جرعه نوش از باده جام بلاست

در تب پژواک بانگ الرحیل

می نهد فرزند بر دامان نیل

نیل هم خود شیعه مولای ماست

اکبر اوییم و او لیلای ماست

اشعار محمدرضا آقاسی

سلام بر تو و نیزه ای که حامل توست

به محملی که درونش تمامی دل توست

سلام بر تو بر زلف عنبر افشانت

نگاه غم زده ی زینب پریشانت
—————————————-
دشت پر از ناله و فریاد بود

سلسله بر گردن سجاد بود

فصل عزا آمد و دل غم گرفت

خیمه دل بوی محرم گرفت

زهره منظومه زهرا حسین

کشته افتاده به صحرا حسین

دست صبا زلف تو را شانه کرد

بر سر نی خنده مستانه کرد

چیست لب خشک و ترک خورده ات

چشمه ای از زخم نمک خورده ات

روشنی خلوت شبهای من

بوسه بزن بر تب لبهای من

تا زغم غربت تو تب کنم

یاد پریشانی زینب کنم

آه از آن لحظه که بر سینه ات

بوسه نشاندند لب تیرها

آه از آن لحظه که بر سینه ات

بوسه نشاندند لب تیرها

آه از آن لحظه که بر پیکرت

زخم کشیدند به شمشیرها

آه از آن لحظه که اصغر شکفت

در هدف چشم کمانگیر ها

آه از آن لحظه که سجاد شد

همنفس ناله زنجیر ها

قوم به حج رفته به حج رفته اند

بی تو در این بادیه کج رفته اند

کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست

آینه ای مثل تو بی رنگ نیست

آینه رهگذر صوفیان

سنگ نصیب گذر کوفیان

کوفه دم از مهر و وفا می زدند

شام تو را سنگ جفا می زدند

کوفه اگر آینه ات را شکست

شام از این واقعه طرفی نبست

کوفه اگر تیغ و تبرزین شود

شام اگر یکسره آذین شود

مرگ اگر اسب مرا زین کند

خون مرا تیغ تو تضمین کند

آتش پرهیز نبرد مرا

تیغ اجل نیز نبرد مرا

بی سر و سامان توام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

جان علی سلسله بندم مکن

گردم از خاک بلندم مکن

عاثقبت این عشق هلاکم کند

در گذر کوی تو خاکم کند

تربت تو بوی خدا می دهد

بوی حضور شهدا می دهد

مشعر حق عزم منا کرده ای

کعبه ی شش گوشه بنا کرده ای

تیر تنت را به مصاف آمدست

تیغ سرت را به طواف آمدست

چیست شفابخش دل ریش ما

مرحم زخم و غم و تشویش ما

چیست به جز یاد گل روی تو

سجده به محراب دو ابروی تو

بر سر نی زلف رها کرده ای

با جگر شیعه چه ها کرده ای

باز که هنگامه برانگیختی

بر جگر شیعه نمک ریختی

کو کفنی تا که بپوشم تنت

تاگیرم دامنه ی دامنت

شعر محمدرضا آقاسی

به جز دست علی مشکل گشا کیست

کلید کنت و کنز مخفیا کیست

کسی جز او توانایی ندارد

که زخم شیعه را مرحم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت

رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد زمحراب سماوات

به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد

ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیا ساغر گرفتند

شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش

بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینه ی صدق و صفا کن

تجلی گاه نور مصطفی کن

اشعار مرحوم محمدرضا آقاسی

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را

به نوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد کل هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندر این یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

زاحمد هردو عالم آبرو یافت

دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کاین احمد کدام است

که ذکرش لذت شرب مدام است

همان احمد که آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل و نهارست

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بتشکنها را دلیل است

همان احمد که ستار العیوب است

دلیل راه و علام الغیوب است

همان احمد که جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیا شد

جناب کنت و کنز مخفیا شد

همان اول که اینجا آخر آمد

همان باطن که بر ما ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محــــــــــــــــــمد (ص)

محمد میم و حا ء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمه للعالمین است

کرامت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرات جمال ذوالفقار است

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت باده ی غیب و شهود است

کلید مخزن سر وجود است

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آینه دارد

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

اشعار حاج محمدرضا آقاسی

کاش می شد همره باد صبا

پر کشم تا آستان مجتبی

گوش بسپارم به آه و ناله اش

شکوه های داغ چندین ساله اش

شکوه ها از تلخی زخم زبان

تلخ تر از امت نامهربان

ساقی امشب ساغر زهری بده

لطف پنهان در دل قهری بده

عاقبت زخم زبانم می کشد

امت نامهربانم می کشد

متن اشعار محمد رضا آقاسی

میرسد از راه مردی از دیار آشنایی

بر زبانش مهربانی در نگاهش روشنایی

روشنایی مو دهد خورشید را برق نگاهش

می گزارد آسمان هر روز پیشانی به راهش

می رسد مهدی به دستش تیغ سرخ اقتدار

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

اشعار زیبای محمد رضا آقاسی

نمی دانم چه در سر دارم امشب

زدم بر سیم آخر دیگر امشب

زآهم صد هزاران ناله خیزد

بیابان در بیابان لاله خیزد

مجموعه اشعار محمدرضا آقاسی

زموج ناله ام عرش الهی

شود در بحر حیرت همچو ماهی

اگز آه می کشم طوفان برآید

امان از آتشی کز جان برآید

اشعار صوتی محمد رضا آقاسی

بسوزاند زمین وآسمان را

نگه دارد تکاپوی زمان را

یکی گوید سرا پا عیب دارم

یکی گویدزبا از غیب دارم

دیوان شعر محمد رضا آقاسی

نمی دانم چه هستم هرچه هستم

قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دعبل نه پرزتک نه کمیتم

ولیکن خاک پای اهل بیتم

مجموعه اشعار مرحوم محمدرضا آقاسی

حیدرا یک جلوه محتاج توام دار بر پکن که حلاج توام

جلوهای کن تا که موسایی کنم یا به رقص آیم مسیحایی کنم

یک دو گام از خویشتن بیرون زنم گام دیگر بر سر گردون زنم

گام بردارم ولی با یاد تو سر نهم بر دامن اولاد تو

کتاب شعر محمد رضا آقاسی

این نماز و روزه و حج و زکات بی ولایت چیست غیر از منکرات

جز ولایت وادی ایمن کجاست ایمنی از شر اهریمن کجاست

بر ولای مرتضی مومن شوید کز عذاب قهر حق ایمن شوید

گفت احمد با علی بیعت کنید یا که در دین خدا بدعت کنید

بر ولای مرتضی کافر شدید؟ یا که از مولا مسلمان تر شدید؟

از چه رو چون کوفیان بی ولی خرده میگیرید بر کار علی

با علی در بدر بودن شرط نیست ای برادر نهروان در پیش روست

یا علی امشب تنور آماده کن امتت را امتحانی ساده کن

تا شود معلوم خاص الخاص کیست در دل دریای خون غواص کیست

شعر های محمد رضا آقاسی

مسلمان نمایان تکنکرات رهاوردتان چیست جز منکرات

شما گر نماینده ی مردمید چرا مات و مبهوت و سردرگمید

شمایی که دین را به نان میدهید کجا در ره عشق جان میدهید

نمایندگانی کزین امتند خدا باور و تشنه ی خدمتند

اگر خشم دینی ملایم شود بر این سرزمین غرب حاکم شود

دانلود شعر محمدرضا آقاسی

فضای باز یعنی بی حیایی در انظار عمومی خود نمایی

فضای باز یعنی نانجیبی تظاهر سازی و مردم فریبی

الا ای عارفان بی معارف جهالت پیشگان شبه عارف

اگر فرهنگتان فرهنگ دین است چرا آهنگتان کفر آفرین است

شما گر پیرو خط امامید چرا دلبسته ی میز و مقامید

که میدان داد این نوکیسه ها را حمایت کرد این ابلیسه ها را

سر افرازان برای سرفرازی ضرورت دارد آیا برج سازی

اشعار مرحوم محمدرضا آغاسی

هر روز به روز پیش می پیچم چون پیله به گرد خویش می پیچم

در دایره بی عبور میگردم افسوس که بی حضور میگردم

تا مرگ چگونه گام بردارم یا سر به کدام شانه بگذارم

هرگز نرسد به دامنت آهم آهم یعنی که دست کوتاهم

ماییم بهانه ی می و مستی اسرار درون هسته ی هستی

سریم و هزار پرده تو در تو صد وادیه طی نکرده رویارو

بر شاخه ی تاک آب میگردیم یک چله به خم شراب میگردیم

در خمره شراب خانگی داریم خضریم که جاودانگی داریم

ما چله به چله ی کمان بستیم تیریم که خود به خود زخود جستیم

صبحیم که در افق نمایانیم آغاز هزار خط پایانیم

در سرخترین دقایق افتادیم داغیم که بر شقایق افتادیم

بر دوش هزار زخم این جاده پیشانی ما به راه افتاده

هر چند که نقش بسته ی خاکیم لولاک لما خلقت الافلاکیم

هر چند چو قطره بی سر و پاییم ما قطره ی متصل به دریاییم

هر آینه در مقابل دریا رودیم روانه تا دل دریا

متن شعر محمدرضا آقاسی

مرا از غم به مشهد راه دور است اگر چه خواهرت سنگ صبور است

فدای عصمت معصومه گردم که ایوانش سراپا غرق نور است

مرغ دلم راهی غم میشود در حرم امن تو گم میشود

عمه ی سادات سلام علیک روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی آب حیات دل این مردمی

عمه ی سادات بگو کیستی فاطمه یا زینب ثانیستی

از سفر کرب و بلا آمدی یا که بدنبال رضا آمدی

من چه کنم شعله ی داغ تو را درد و غم شاه چراغ تو را

کاش شبی مست حضورم کنی با خبر از وقت ظهورم کنی

شعر خوانی محمد رضا آقاسی

این دو روز عمر مولایی شوید مرغ لیکن مرغ دریایی شوید

مرغ دریایی به دریا می رود موج برخیزد به بالا می رود

تا به کی در فکر آب و دانه اید غافل از قصاب صاحب خانه اید

این دو روز عمر مولایی شوید مرغ لیکن مرغ دریایی شوید

کتاب اشعار محمدرضا آقاسی

به کدامین سفر آواره و سرگردانید فرصتی کوچ سر قافله برگردانید

جنگ زد نعره ولی پنجره ها را بستید به غنائم که رسیدیم به ما پیوستید

کسی از پنجره ی بسته خروشی نشنید هر چه گفتیم که جنگ آمده گوشی نشنید.

اشعار محمدرضا آقاسی

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد دهه شصتی ها

شعر در مورد دهه محرم

شعر در مورد رسم عاشقی

شعر در مورد لباس سیاه

شعر در مورد آشفتگی 

شعر در مورد اعضای بدن

سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 02:56

شعر در مورد اعضای بدن

شعر در مورد اعضای بدن انسان ,شعر در مورد اعضای بدن,شعر کودکانه در مورد اعضای بدن,شعر درباره اعضای بدن,شعر کودکانه در مورد اعضا بدن,شعر کودکانه درباره اعضای بدن,شعر درباره ی اعضای بدن,شعر کودکانه درباره اعضای بدن انسان,شعرکودکانه درباره اعضای بدن,شعر اعضای بدن,شعر اعضای بدن به انگلیسی,شعر اعضای بدن به انگلیسی برای کودکان,شعر اعضای بدن فارسی,شعر اعضای بدن پیش دبستانی,شعر اعضای بدن برای مهدکودک

شعر در مورد اعضای بدن

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد اعضای بدن برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

این بدنی که ما داریم هدیه ای از سوی خداست

محافظت از این بدن کار تمام آدمهاست

بعضی از اعضای بدن جلوی چشمای همه است

می شه که پنهان نباشن مثل پا و صورت و دست

اما یه جاهای دیگه خصوصین برای ما

باید که پنهان بمونن از چشم های غریبه ها

نمیشه که نشون بدیم حتی به دوست و آشنا

مثل یه گنج بی نظیر با ارزشن برای ما

شعر در مورد اعضای بدن انسان

فقط می شه وقت لزوم نشون بدیم ما بچه ها

اون اعضا رو به راحتی به دکتر و مامان، بابا

اگر که هر غریبه ای خواست به اونا دست بزنه

بچه خوب باید که زوددست اونو پس بزنه

اجازه این کارو مابه هیچ کس، هیچ جایی ندیم

هرکی که خواست دست بزنهبه مامان و بابا بگیم

شعر در مورد اعضای بدن

دوچشم دارم

مثل دوشمع روشنه

مال منه

دوگوش دارم

کارش چیه؟

شنیدنه

مال منه

شعر کودکانه در مورد اعضای بدن

دو دست دارم

محکمه مثل آهنه

مال منه

دو پا دارم

کارش چیه؟

دویدنه

مال منه

شعر درباره اعضای بدن

با چشم وگوش

با دست وپا

همیشه و

درهمه جا

شکر می کنم

شکرخدا

شعر کودکانه در مورد اعضا بدن

دو دست دارم رو به خدا

چون راه میرم روی دو پا

دو گوش خوب شنوا

چشم درشت پر نگاه

یه پوست سالم رو بدن

با دو تا لب روی دهن

شعر کودکانه درباره اعضای بدن

زرد و طلایی گیسویم

مثل کمان دو ابرویم

شکر می کنم فقط تو را

سپاس گزارم ای خدا

شعر درباره ی اعضای بدن

دو تا چشم و دو ابرو

اینم یه دونه بینی

لبای شاد و خندون

دیگه چی چی می بینی

یه گردی و دوتا گوش

اینجا یه عالمه مو

حالا یه دونه گردن

شعر کودکانه درباره اعضای بدن انسان

پس دست و پای اون کو

حوصله کن می کشم

یه گردی تن حالا

برای اون دوتا دست

می گذارم و دو تاپا

من کشیدم یه بچه

که خوب و مهربونه

اعضای یک بدن رو

یکی یکی تو دیدی

بگو خدای من شکر

که ما رو آفریدی

شعرکودکانه درباره اعضای بدن

من انسانم من انسان

دو چشم دارم یک دهان

یک کله پر از مو با مژه و دو ابرو 

دو گوش دارم میشنوه

دندون دارم میجوه

یک دماغ ویک دهان

اینم لبام بچه جان 

شعر اعضای بدن

من انسانم من انسان

حرف می زنم فراوان

دو دست دارم توانا

با دو تا پای پویا 

ناخن دارم رو انگشت

جمع بکنی میشه مشت

باهوشم و زرنگم

با تنبلی می جنگم

شعر اعضای بدن به انگلیسی

چشم چشم دو ابرو

دماغ و دهن یک گردو

حالا بزار دوتا گوش

موهاش نشه فراموش

شعر اعضای بدن به انگلیسی برای کودکان

چوب چوب یک گردن

این هم که گردی تن

دست دست دوتا پر

انگشتا جلوتر ببین

چقدر قشنگه حیف

که بدون رنگه

شعر اعضای بدن فارسی

خالق خوب و قشنگ

داده به ما جان و تن

جان و تنش یک به یک

مال شما هست و من

داده دو دست و دو پا

با دو تا چشم و دو گوش

شعر اعضای بدن پیش دبستانی

یک دهن و یک دماغ

یک سر پر عقل و هوش

شکر خدا می کنم با دل و دست و زبان

چون که به ما داده است نعمت زیبای جان

شعر در مورد اعضای بدن

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد جوانمردی

شعر در مورد زاینده رود

شعر در مورد چیستان

شعر در مورد حلالیت

شعر در مورد جک

شعر در مورد پشمک

سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 12:15

شعر در مورد پشمک

شعر در مورد پشمک , شعر پشمک ,شعر پشمک حاج عبدالله,متن شعر پشمک,شعر گیلکی پشمک,شعر درباره پشمک,دانلود شعر پشمک,شعر در مورد پشمک,دانلود اهنگ پشمک از جعفر,دانلود اهنگ پشمک جعفر,دانلود آهنگ پشمک,دانلود اهنگ پشمک حاج عبدالله,دانلود اهنگ پشمک حاج عبدالله از جعفر,دانلود آهنگ پشمک فرامرز محجوب,دانلود آهنگ پشمک حاج عبدلله,دانلود آهنگ پشمک از ناصر مسعودی

شعر در مورد پشمک

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد پشمک برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

به شکوِه گفت شبی پشمک حج عبدالله

به باقلوا که بگو تو، مرا چه بوده گناه؟

برای عیش و طراوت فقط تویی تمثیل

به من کسی نفکنده به غیر پشم نگاه

شعر پشمک

نصیب تو بشود کام یار تنگ دهان

مقام و مقصد من معده های همچون چاه

شبانه روز همه در پی تو سرگردان

سراغ من چه کسی آمده است ماه به ماه؟

شعر پشمک حاج عبدالله

پس از سه سال اگر من شوم خوراک کسی

به پشت بام بیندازم از نشاط کلاه

چنین بگفت چون این را شنید باقلوا:

ز قدر و منزلت خود چرا نئی آگاه؟

متن شعر پشمک

 شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه

گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل

دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

شعر گیلکی پشمک

گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم

ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما

و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

شعر درباره پشمک

مادر بزرگ خوبم

پهن میکنه سفره را

می چینه توی سفره

باسلوق،پشمک،حلوا را

یک ظرف پراز اناره

پدر بزگ خوبم می بره هندوانه

طبق رسوم این شب

میگیره فال حافظ بابا بزرگ

برامون شاد میشیم ومی خندیم

چه خوبه شب یـلدا

دانلود شعر پشمک

شیرینی و احساس خوش

لعل لبت را

شهد و شکر

و پشمک و عناب ندارد …

شعر در مورد پشمک

در دل آبی آسمانم

دست در دست باد بهاران

لحظه ای مثل پشمک سپیدم

لحظه ای تیره رنگ و خروشان

دانلود اهنگ پشمک از جعفر

یاد تیله بازی ها و جرزنی ها بخیر

یاد غصه نرفتن به خانه فامیل بخیر

یاد لواشک ها و پشمک ها بخیر

یاد زنگ گوش من از چک بابام بخیر

دانلود اهنگ پشمک جعفر

جای یک ته استکان

از آب آتشناک تلخ

خنده دارد

استکان ها پر ز پشمک داده شد

دانلود آهنگ پشمک

آب خشک پنیر می خواهم

رنگ مشکی سیر می خواهم

باقلوا ترش وآبکی و حجیم

پشمک از نوع سفت می خواهم

دانلود اهنگ پشمک حاج عبدالله

دوباره من سروکارم فتاده با عروسک ها

دوباره از نهاد من برون گردیده کودک ها

زمان فست فود است و مرگ پشمک ها

دانلود اهنگ پشمک حاج عبدالله از جعفر

دلم بی تاب گشته

برای دورگرد پشمک فروش

دلم تنگ شده

برای بازی در جیاط و مهتابی

دانلود آهنگ پشمک فرامرز محجوب

کشمش پشمک انار

همیشه مادرم

با لبخندش

طعم شیرین بودن

به دست بابامی کاشت

دانلود آهنگ پشمک حاج عبدلله

عروسک پشمکی

پشمک به این نرمکی

الا کلنگ رنگی

شیطونک قشنگی

تو شهرک فرنگی

شعر در مورد پشمک

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد سه شنبه

اشعار رضا کاظمی

شعر در مورد دوشنبه

اشعار پابلو نرودا

اشعار شمس لنگرودی

آلو خشک

جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 09:41

آشنایی با طرز تهیه و خواص آلو خشک سیاه در بارداری برای یبوست

در این مطلب از سایت جسارت به طرز تهیه و خواص آلو خشک سیاه در بارداری برای یبوست می پردازیم.امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.بهتر است بدانید که همه ما آلو خشک را به خاطر خواص ملینی آن می شناسیم اما باید گفته شود که این میوه خشک خواص دیگری هم دارد. لازم به ذکر است که این میوه کاهش وزن را تسهیل می کند، جلوی گرسنگی را در فرد می گیرد، ضد چین و چروک می باشد و با فشار خون بالا مقابله می نماید. در واقع این آلو کاهش وزن را آسان می کند.می پرسید چرا؟ در پاسخ باید گفت که این آلو مزه شیرینی دارد، اما قندهای موجود در آن طبیعی و تصفیه نشده اند و بدن آنها را بسیار راحت تر از قندهای سفید خواهد سوزاند لذا مصرف معقول این میوه نه تنها موجب چاقی نمی شود، بلکه به خاطر غنی بودن از فیبرها( 7 گرم فیبر در 100 گرم آلو خشک) به کاهش وزن و لاغری بدن کمک می رساند. البته فیبرها موجب احساس سیری زود هنگام می شوند و از آنجا که دیرهضم هستند و مدت زمان طولانی در معده می مانند احساس گرسنگی را دیرتر حس می کنیم و دیرتر گرسته می شویم.پس این آلو باعث لاغری می شود.بنابراین خوردن این آلو را به کسانی که قصد کاهش وزن دارند را پیشنهاد میکنیم♦

آلو خشک ، خواص آلو خشک , آلو خشک سیاه , آلو خشک در بارداری , آلو خشک برای یبوست

آلو خشک

قابل ذکر است که از این گذشته فیبرها به خصوص به دلیل دفع چربی غذاهای مصرف شده از طریق مدفوع، ذخیره سازی کالری ها را محدودتر می کنند.البته توصیه می شود مصرف این آلو را در وعده های غذایی خود حتما قرار دهید. در واقع می توانید در مواقعی که میل شدیدی به خوردن دارید این آلو را میل کنید چرا که ملین است .بهتر است بدانید که آلوخشک راه حلی طبیعی برای دفع راحتر می باشد! البته یزان فیبر موجود در آن تقریباً معادل بلغور جو دوسر است. در واقع 4 عدد آلو خشک حدوداً 3 گرم فیبر حل شدنی و حل نشدنی در خودش دارد.آلو خشک سرشار از عنصر بور کمیاب است که به همراه کلسیم و ویتامین D موجود در آن از استخوان ها محافظت می کند و مانع از بروز پوکی استخوان می شود. مصرف 50 گرم آلوخشک 100 درصد نیاز روزانه به بور را تامین می کند.آلو خشک علاوه بر این که به عنوان یک ملین طبیعی استفاده می شود در ترکیب بسیاری از غذاهای ترش و شیرین نیز به کار می رود. آلوخشک با وجود تمام فوایدی که دارد در صورت زیاده روی در مصرف آن مشکل زا خواهد شد.

آلو خشک ، خواص آلو خشک , آلو خشک سیاه , آلو خشک در بارداری , آلو خشک برای یبوست

آلو خشک و پیری پوست

بدنیست بدانید که دکتر سینگر می گوید:« خاصیت و فایده اصلی آلوخشک که ناشناخته نیز مانده است، سرشار بودن این میوه از آنتی اکسیدان هایی است که با ظاهر شدن چین و چروک روی پوست مبارزه می نمایند». البته یک پژوهش آمریکایی در سال 2004 نشان داد در میان میوه ها و سبزیجاتی که قادرند رادیکال های آزاد منشأ پیری پوست را از بین ببرند، آلو خشک رتبه نهم را از نظر غنای آنتی اکسیدانی به خود تخصیص داده است.لازم به ذکر اسنت که دکتر سینگر، متخصص تغذیه، خاطر نشان می کند از سن 30 سالگی، همه می توانند به طور مرتب و روزانه 1 تا 2 عدد آلو خشک مصرف کنند. همچنین می توان با مصرف روزانه 1 یا 2 عدد آلو خشک اقدام به یک دوره درمانی 3 ماهه کرد( حداقل 1 ماه وقفه بین

شعر در مورد آغاز سال تحصیلی

سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 02:54

شعر در مورد آغاز سال تحصیلی

شعر در مورد آغاز سال تحصیلی ,شعر در مورد شروع سال تحصیلی,شعر درباره آغاز سال تحصیلی,شعر درباره شروع سال تحصیلی,شعر درباره ی آغاز سال تحصیلی,شعر برای آغاز سال تحصیلی,شعر برای شروع سال تحصیلی,شعر برای آغاز سال تحصیلی جدید,شعری برای شروع سال تحصیلی,شعر کودکانه برای آغاز سال تحصیلی,شعر آغاز سال تحصیلی,شعر آغاز سال تحصیلی جدید,شعر شروع سال تحصیلی,شعر برای آغاز سال تحصیلی,شعر درباره آغاز سال تحصیلی,شعر برای شروع سال تحصیلی,اشعار آغاز سال تحصیلی,شعر طنز آغاز سال تحصیلی,شعر درمورد آغاز سال تحصیلی,شعری برای آغاز سال تحصیلی,شعر برای آغاز سال تحصیلی جدید,شعر کودکانه برای آغاز سال تحصیلی جدید,شعر در مورد شروع سال تحصیلی,شعر به مناسبت شروع سال تحصیلی,اشعار شروع سال تحصیلی,شعر درباره شروع سال تحصیلی,شعری برای شروع سال تحصیلی,شعر کودکانه برای آغاز سال تحصیلی,شعر در مورد آغاز سال تحصیلی,شعر درباره ی آغاز سال تحصیلی,سرود اغاز سال تحصیلی,شعرهای آغاز سال تحصیلی,دانلود سرود آغاز سال تحصیلی,متن سرود آغاز سال تحصیلی,شعر طنز شروع سال تحصیلی

شعر در مورد آغاز سال تحصیلی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد آغاز سال تحصیلی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

اولین روز دبستان بازگرد 

کودکی ها ، شاد و خندان بازگرد

باز گردای خاطرات کودکی

بر سواراسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درس های سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

شعر در مورد آغاز سال تحصیلی

بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند،

بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها،

بوی نمره های بیست،

بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام،

بوی دوستی و محبت…

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند،

درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را

چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند

و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند،

تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند

شعر در مورد شروع سال تحصیلی

شکفتن احساس ، روز زمزمه و لبخند،

روز آشنایی دانش آموزان با کتاب، معلم ، درس و دنیای تازه است.

آفتاب اولین روز مهر طلوع می کند.

مهر آن قدر بوی بهار می دهد که در پاییز بودن آن، به یاد نمی آید

مهر فصلِ خشکیدن و زرد شدن و ریختن نیست.

آغاز روییدن کتاب بر ساقه دست هاست. مهرتان پیروز و مهر ورزی تان همیشگی باد.

شعر درباره آغاز سال تحصیلی

مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده

با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده

چه شادی و چه شوری، چه جشنی و سروری

چه ماه قرص مهری، چه پرتوی چه نوری

مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده

با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده

کتاب و کیف و دفتر، دست دختر و پسر

همه سوی مدرسه، هم قدم و همسفر

مدرسه سنگر ماست، تفنگ ما قلمهاست

با جهل می ستیزیم، اسلام یاور ماست

مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده

با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده

شعر درباره شروع سال تحصیلی

باز هم بوی کتاب تازه

ماه مهر آمده است

حسّ بیداری من چند برابر شده است

قد کشیده است مدادم امروز

به من امروز معلم می گفت:

بچه ها، هدف این است اگر

تخته مدرسه ما سبز است

ننویسیم دگر تخته سیاه

دفتر نمره به ترتیب الفباست ولی

زندگی یعنی، آن آخری اول بشود

معنی زندگی آن قدر بزرگ است که ما

می توانیم در آن، دفتر صد برگ شویم

شعر درباره ی آغاز سال تحصیلی

زندگی ضرب در احساس، مساوی با عشق

بعد از این سعی کنید

عشق غایب نشود

انضباط آخر ایمان شماست

و اگر دیر رسیدید به خود

درِ این مدرسه را می بندند

عاقبت روز حساب، زنگ ها خواهد خورد

چاله بسیار در این اطراف است

تا ببینیم حواس چه کسی پرت شود

شعر برای آغاز سال تحصیلی

بوی مهر که می آید،

همه دل ها، کودکانه به شوق دیدن تو می تپند.

همه کودکان، مشتاقند از اینکه سال تحصیلی جدید آغاز خواهد شد؛

بی تابِ دیدن دوستان قدیم،

بی تابِ کتاب و درس و مدرسه،

بی تابِ دیدن معلم.

شعر برای شروع سال تحصیلی

مهر که می آید، پاییز آغاز می شود.

برگ های درختان که شروع به ریزش می کنند،

شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند.

در فضای کلاس ها. تخته سیاه ها، چشم انتظارند تا دوباره سراپا پر شوند

از عطر لبخندهای هم شاگردی ها.

کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک،

با مداد شوق، بر صفحه های سفید دفترهای چهل برگ، بنویسدشان.

مهر، ماه مهربانی مهتاب است؛

ماه میزبانی نیمکت های عاشق درس و مدرسه،

ماه شکوفایی نیلوفران در دعای نم نم باران های عاشقانه پاییز. مهر، ماه مدرسه است.

شعر برای آغاز سال تحصیلی جدید

باز شدن غنچه های مهر، خزان را به دست فراموشی می سپارد.

همه احساس ها بهاری است.

مهر، سمفونی قشنگی از محبت را در مدرسه می نوازد که طبیعت، شیفته شنیدن آن است.

نگاه کن؛ در گوشه و کنار حیاط، معصومانه ترین برگ های دوستی ورق می خورد.

امروز، سرنوشتی از شور و شوق، در مدرسه رقم زده می شود. امروز، جشن تولد مدرسه است.

شعری برای شروع سال تحصیلی

پنجره های کلاس ها، یک ریز شوق می بینند و شعف؛

چه در داخل کلاس برای دانش اندزوی ها و چه در حیاط برای دوستی ها.

امروز در تقویم ها، گل های عطوفت می روید و ساعت ها، کاملاً به مهربانی نزدیک می شوند.

مکتبی به بُرنایی مهر نیست. گوش کن؛

این صدای گام های دوباره بهار است که در اولین روز پاییز، پیچیده است.

شعر کودکانه برای آغاز سال تحصیلی

صدای پای مدرسه می آید.

قلم ها برای نوشتن مشق ها، می دوند

و مشق ها انتظار دستان کوچک بچه ها را می کشند.

دوباره دفترهای نمره حاضر می شوند

تا اضطراب معصومانه کودکان را ثبت کنند.

شعر آغاز سال تحصیلی

هم شاگردی سلام، چه قدر دل تنگ تو بودم!

تو، زیباترین فصل کتاب منی؛ زیباترین شعر لحظه هایم،

بهترین تفریق دشمنی و قشنگ ترین جمع دوستی.

«تصمیم کبری»، چشم انتظار عزم و اراده راسخ ماست

و «دهقان فداکار» هنوز هم با بدنی عریان، پیشاپیش قطار می دود تا ایثار را به ما بیاموزد.

«سرزمین ما ایران»، هنوز هم لاله زار جان های عاشقی است که در سرمای بهمن ماه، روئیده اند.

شعر آغاز سال تحصیلی جدید

دفتر، کتاب، قلم، کیف مدرسه؛ بر دوش می کشد آنها را،

تا در سبزه زار کلاس، بساط دانش آموزی را پهن کند.

می رود تا سراغ از کسی بگیرد که در این جشن حقیقت،

حبابِ ندانستن را می ترکاند:

به کسی سلام بگوید که تخته سیاه، از سخاوت هر روزه دستانش،

مسرور خواهد شد و از نگاه پرسشگر او مغرور.

غرق اشتیاق، کتاب مدرسه را می گشاید

و سطر اول آن این است: توانا بود هر که دانا بود… .

شعر شروع سال تحصیلی

آغاز سال تحصیلی،

آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن،

تا مقصد بزرگ شدن،

بر دانش آموزان عزیز مبارک!

شعر برای آغاز سال تحصیلی

آغاز سال نو، با شادی و سرور

هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور

آغاز مدرسه، فصل شکفتن است

در زنگ مدرسه، بیداری من است

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام

آغاز سال نو، با شادی و سرور

هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور

آغاز مدرسه، فصل شکفتن است

در زنگ مدرسه، بیداری من است

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام

شعر در مورد آغاز سال تحصیلی

بیشتر بخوانید :

شعر در مورد خانواده

شعر در مورد دنیا

شعر در مورد دیدار

شعر در مورد دست

شعر در مورد بخت و اقبال

( تعداد کل: 517 )
<<    1       2       3       4       5       ...       104    >>